رفتم پیش ل و ف یکم مسخره بازی در آوردیم

بحث کشید به گروه بندی استیجری

گفتیم کی رو ورداریم و کی رو ور نداریم و با کی هم گروه شیم

بعد گفتم ببین ل

ما درس خون که نیستیم

کاری هم که نیستیم

گشادم که تشریف داریم

هیشکی زیر بار ما نمیره که باهاش همگروه شیم

بیا امشب بشین همین سلطان قلب ها رو تمرین کن فردا پاشیم بریم دانشگاه بخونیمش 😅

بلکه از این طریق یکی رو گیر بیاریم🤦‍♀️🤣

اونم میگه باشه

 بذار آخر ترم هم یه دافی از خودمون درست میکنیم میریم چند نفرو گیر میایم😅😅🤣🤣