این چند روزه انقدر گرفتار درس و دانشگاه و بیرون و کلی کار دیگه بودم که وقت نشد بیام پست بذارم یا کامنت ها رو تایید کنم یا کامنت بذارم

میخواستم تا آخر هفته نیام

اما امروز حدودا یه ساعت پیش اتفاقی افتاد که قشنگ اون دو چیکه آبروی نداشته مونم رفت

آخر کلاس با چند تا از دخترا و ل و م و ه و بودیم

یهو ه برگشت گفت عاقا من بیست روزه پریودم و اینا

بعد ل هم برگشت گفت خب برو دکتر و فلان و بهمان و خلاصه نشستن مسئله رو باز کردن یهو دیدیم ای دل غافل

گوشی یکی از بچه ها جا مونده و دقیقا کنار ما مشغول وویس گرفتنه🤦‍♀️

از اونجایی که گوشی دخترا رو میشناختیم حدس زدیم گوشی یکی از پسرا باشه

گفتیم بریم پسره رو پیدا کنیم بگیم اینو حذف کن ما یه وویس دیگه بهت میدیم

حالا این بین چه اراجیف دیگه ای که نگفتیم بماند

ه و م تو انتشارات یکی از پسرا رو دیدن و ماجرا رو سر بسته بهش گفته بودن و پرسیده بودن این گوشی کیه؟

من و ل هم رفتیم سلف

یهو دیدیم اینا اومدن سلف که چی؟ گوشی واسه شر ترین پسر کلاسمونه🤦‍♀️

یعنی بین اون همه آدم از شانس شخمی ما گیر این افتاده بودیم

اینام دیدن اگه بهش بگن پاکش کنه طرف بچه پرروئه و بدتر کنجکاو میشه ببینه قضیه چیه دیگه هیچی نگفتن گوشی رو گذاشتن تو کیف شون و اومدن

حالا اگه فکر کردین به فنا رفتگی ما تا اینجاست کور خوندین

اونا صحبتی نبود که

به هرحال پریودی امر طبیعی بدنه و ما هم حالا یه گوهی خوردیم

اما مشکل اصلی از اونجا شروع شد که اینا اومدن تو سلف و ما نمی دونستیم هنوز گوشی همراه شونه و داره وویس ضبط میکنه

و وقتی گفتن گوشی واسه اون پسره ست نشستیم یه ساعتم پشت سر یارو حرف زدیم🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

این اسکلام اصلا انگار نه انگار

وقتی فهمیدیم که دیگه کار از کار گذشته و پسره رو شسته بودیم

م تو راه گفته بود این همه پسر شایسته تو کلاس ماست چرا باید عهد گوشی فلانی جا بمونه صدای ما رو ضبط کنه

یا من گفتم ه با این شانس عنت عهد باید گیر این بیفتیم

یا ایده میدادم که بیاین گوشیش رو بسوزونیم یا لهش کنیم یا... 

خلاصه یه ساعت تو وویسش نشستیم تحلیل کردیم که این بابا شره و فلان و عمرا اگه پاکش کنه و سوژه مون میکنه و اینا

آخرشم م اضافه کرد که باید بگیم توکلت علی الله شاید اصلا گوشش نکنه😑

یعنی فک کن این م که یه صلواتم بلد نیست افتاده بود به ذکر گفتن😂

هیچی دیگه آخرش که حسابی ریدیم همون پسره که ازش پرسیده بودن اومده بود گوشیو داده بودن بهش که ببره بده به اون پسر شره

خدا میدونه تهش چی میخواد بشه

این بابام از اون زبون دارازست اگه بفهمه ما اینجوری پشت سرش گفتیم قشنگ سرویس مون میکنه کلی صفحه پشت سرمون میذاره

گرفتاری شدیما

الان من میگم جزوه کامل این درس مونو بذاریم تو گروه بلکه نره وویس گوش بده

یا به یکی از پسرای اکیپ شون بگیم بره یواشکی پاکش کنه

عی خدااااا

الان یه ساعته نمیدونم بخندم یا گریه کنم یا سرمو بکوبم به دیوار🤣😅😬😥😭


پی نوشت: بهشون میگم مطمئن باشین اگه حتی اون پسر شره هم نشینه وویس رو گوش بده

اون پسره که تو انتشارات بود و قضیه رو سر بسته بهش گفتین از رو کنجکاوی صد در صد وویس اونو ازش میگیره میشینه گوش میده

تازه اگه مرام به خرج بده و بهش نگه🤦‍♀️